جوزف پیلاتس، مردی که تن را به تسخیر خود درآورد
جوزف پیلاتس، مردی که از رنج و بیماری، گنجی از سلامتی و قدرت بیرون کشید، با ابداع روشی منحصر به فرد به نام “پیلاتس“، تحولی شگرف در دنیای تناسب اندام ایجاد کرد. داستان زندگی او، الهامبخش همگان است که با اراده و پشتکار میتوان بر محدودیتها غلبه کرد. در این مقاله به بررسی کامل زندگی نامه جوزف پیلاتس میپردازیم.
دوران کودکی: نبرد با بیماری
جوزف در سال 1883 در آلمان متولد شد. دوران کودکی او با بیماریهای متعددی مانند راشیتیسم، آسم و تب روماتیسمی همراه بود. این چالشها او را از مسیر فعالیتهای ورزشی دور کرد، اما روحیهای قوی در او پدید آورد. یوزف مصمم بود بر محدودیتهای جسمی خود غلبه کند و به دنبال راههایی برای تقویت و سلامتی خود بگردد.
جواني: جستجوی دانش و قدرت
با گذر زمان، یوزف به دنیای ورزش روی آورد. او در رشتههای مختلفی مانند ژیمناستیک، بوکس، شنا و شیرجه مهارت پیدا کرد. اما این فقط آغاز ماجرا بود. ژوزف شیفته ی آناتومی و حرکات بدن بود. او به مطالعه ی روشهای ورزشی در فرهنگهای مختلف پرداخت و بدن خود را به آزمایشگاهی برای ایدههایش تبدیل کرد. در سن 14 سالگی، تناسب اندام او به حدی بود که از تصاویر بدنش برای آموزش آناتومی استفاده میشد.
مهاجرت به انگلستان و تجربیات جدید
در سال 1912، یوزف به همراه برادرش به انگلستان سفر کرد. او در کنار فعالیتهای ورزشی، در یک سیرک نیز به عنوان بازیگر و مربی مشغول به کار شد. جوزف به زودی در این سیرک گروهی تشکیل داد که وظیفه آن انجام حرکات نمایشی بود. تا سال 1914، او و گروهش در سرتاسر انگلستان به اجرای برنامه پرداختند و توجهات بسیاری را به خود جلب نمودند. علاوه بر فعالیت در سیرک، جوزف به عنوان مربی دفاع شخصی در مدارس و پلیس اسکاتلندیارنیز به فعالیت پرداخت.
بازداشتگاه متفقین: خلاقیت در شرایط دشوار
در سال 1914 با آغاز جنگ جهانی اول، جوزف پیلاتس به همراه جمعی دیگر از هموطنان آلمانی اش دستگیر شد و در بازداشتگاه لانکستر که متعلق به قوای متفقین بود، زندانی گردید. با وجود شرایط دشوار، او دست از تلاش بر نداشت و از این فرصت برای آموزش ورزشهایی همچون کشتی و دفاع شخصی به همقطارانش استفاده کرد. در همین دوران بود که یوزف روش منحصر به فرد و خاص خود را برای تمرینات ورزشی طراحی و ابداع نمود، روشی که بعدها اصطلاحاً «کنترولوژی» نامیده شد.
ژوزف پیلاتس در کنار آموزشها و مراقبتهای پزشکی، کمکم شروع به ساخت وسایل و ابزارآلاتی نمود که برای افراد بیمار و ناتوان، نقش ابزارهای توانبخشی را ایفا مینمودند. این وسایل و ابزارآلات، عمدتاً از تختها و فنرهای شکسته و قدیمی که در بیمارستان بازداشتگاه موجود بود و همینطور از ابزار خراب و کهنه و بدردنخور بیمارستان ساخته میشدند و پیلاتس از آنها به عنوان وسایل و تجهیزات توان بخشی جهت بیماران استفاده میکرد.
یک اتفاق شگفت
در سال 1918، آنفلوانزای اسپانیایی در سرتاسر دنیا شیوع پیدا کرد و جان میلیونها نفر را گرفت. در کمال ناباوری، تقریباً تمامی زندانیان بازداشتگاه یوزف، به خصوص زندانیانی که تحت آموزشها و مراقبتها و مراحل توانبخشی یوزف پیلاتس قرار گرفته بودند، به طور معجزه آسایی از گزند آنفلوانزای مرگبار در امان ماندند.
بازگشت به آلمان و همکاری با متخصصان
پس از پایان جنگ، یوزف به کشور خویش آلمان بازگشت و در آنجا به همکاری با کارشناسان مهم در رقص و همچنین ورزشهای مختلف از جمله ژیمناستیک پرداخت. او در این مدت، به توسعه روش خود موسوم به “کنترولوژی” ادامه داد و به تدریج آن را به افراد مختلف آموزش میداد.
مهاجرت به آمریکا و شکوفایی پیلاتس
در سال 1926، یوزف به همراه همسرش کلارا به آمریکا مهاجرت کرد. آنها در نیویورک سکونت گزیدند و در آنجا اولین استودیوی پیلاتس را تاسیس نمودند. در این استودیو، جوزف به آموزش افراد مشهور و هنرمندان بسیاری از جمله مارتا گراهام، بنیانگذار رقص مدرن، پرداخت. کلارا که خود نیز از مربیان برجسته ی پیلاتس بود، نقشی اساسی در ترویج و گسترش این روش ایفا کرد. او در کنار یوزف به آموزش و تدریس پیلاتس میپرداخت و پس از مرگ ژوزف، مسیر او را ادامه داد.
داستان آشنایی و ازدواج یوزف و کلارا
در سال 1926، جوزف پیلاتس سفری دریایی را به سوی آمریکا آغاز کرد. سرنوشت در این سفر دریایی رقم خورد و یوزف با زنی که بعدها همسر و همکار او در ترویج روش پیلاتس شد، ملاقات کرد. کلارا زنی جوان و پرشور که در آن زمان به عنوان معلم مهدکودک فعالیت میکرد. اما رنج بزرگی آزارش میداد، دردهای طاقتفرسای آرتروز که زندگی او را تحت تاثیر قرار داده بود.
دیدار و معجزه
یوزف با مشاهده ی درد و رنج کلارا، از او خواست تا روشی را که برای تقویت و سلامتی خود ابداع کرده بود، امتحان کند. کلارا با تردید، تمرینات یوزف را آغاز کرد و شگفتا! تنها پس از مدتی کوتاه، دردهای آرتروز او به طور کامل از بین رفت. این اتفاق، نقطه عطفی در زندگی هر دوی آنها بود. کلارا که از قدرت روش یوزف شگفتزده شده بود، به این مربی خلاق و پرشور علاقهمند شد.
ازدواج و سفری مشترک
عشق و علاقه ی این دو جوان، آنها را به سمت ازدواج سوق داد. یوزف و کلارا در سال 1926 با یکدیگر پیمان زناشویی بستند و سفری مشترک را برای ترویج روش پیلاتس آغاز نمودند.
ماجراجویی در نیویورک
مقصد این سفر مشترک، شهر نیویورک بود. آنها در قلب نیویورک، اولین استودیوی پیلاتس خود را تاسیس کردند. در این استودیو، یوزف با شور و اشتیاق به آموزش افراد میپرداخت و کلارا نیز در کنار او با صبر و حوصله، دانشآموزان را راهنمایی و یاری میکرد.
همکاری با بزرگان
شهرت یوزف و کلارا به سرعت در نیویورک پیچید. مربیان و متخصصان مختلف از جمله رقصنده ی مشهور، “جورج بالانشین” به استودیوی آنها میآمدند تا از دانش و خلاقیت یوزف پیلاتس بهرهمند شوند. “مارتا گراهام” بنیانگذار رقص مدرن نیز از جمله کسانی بود که به شدت تحت تاثیر روش پیلاتس قرار گرفت و به طور مرتب دانشآموزان خود را برای آموزش و توانبخشی به این استودیو میفرستاد.
تمرکز، تعادل و سلامتی
یوزف پیلاتس در روش خود، بر “کنترولوژی” یا “کنترل” بدن تاکید میکرد. او معتقد بود با تمرکز ذهنی بر عضلات، به خصوص عضلات اصلی، میتوان به حفظ تعادل و وضعیت صحیح بدن، تقویت عضلات مرکزی و ستون فقرات و تنفس عمیق دست یافت. تمرینات پیلاتس به سرعت طرفداران بسیاری پیدا کرد، به خصوص در میان ورزشکاران و هنرمندان که به دنبال راههایی برای افزایش قدرت، تعادل و انعطافپذیری خود بودند.
مربی سلامتی و زندگی بدون سیگار و الکل
یوزف پیلاتس نه تنها در زمینه ی ورزش، بلکه در سبک زندگی خود نیز الگوی سلامتی بود. او به شدت از سیگار و الکل دوری میکرد و به طور مرتب ورزش میکرد. بارها در سرمای زمستان، او را با شلواری ورزشی کوتاه در حال دویدن در خیابانهای نیویورک میدیدند. تعهد او به سلامتی و تندرستی، الهامبخش بسیاری از اطرافیانش بود.
آتشسوزی و فداکاری
در سال 1966، یوزف و کلارا در آپارتمان خود در نیویورک زندگی میکردند. ناگهان، آتشسوزی مهیبی در آپارتمان آنها رخ داد. ژوزف با فداکاری تمام، به دل آتش زد تا وسایل ورزشی خود را که حاصل سالها تلاش و خلاقیت او بودند، نجات دهد. متاسفانه، این فداکاری برای او گران تمام شد. یوزف در حین نجات وسایلش، به شدت مجروح شد و این حادثه، نقطه عطفی در زندگی او به شمار میرود.
مرگ یوزف و ادامه ی راه توسط کلارا
یوزف پیلاتس در سال 1967، در سن 83 سالگی و بر اثر عوارض ناشی از آتشسوزی، درگذشت اما میراث او تا به امروز باقی مانده و میلیونها نفر را در سراسر دنیا به سوی سلامتی و تناسب اندام هدایت کرده است. کلارا، همسر یوزف، پس از مرگ او، با ارادهای قوی و عشقی عمیق به روش پیلاتس، راه همسرش را ادامه داد
جمع بندی
امروزه، پیلاتس به یکی از محبوبترین روشهای ورزشی در جهان تبدیل شده است. استودیوهای پیلاتس در اکثر شهرهای بزرگ دنیا وجود دارند و مربیان بسیاری در حال آموزش این روش به افراد در سنین و سطوح مختلف آمادگی جسمانی هستند. فلسفه ی جوزف پیلاتس که بر “کنترل” و “تمرکز” استوار است، نه تنها در دنیای ورزش، بلکه در زمینههای مختلف توانبخشی، فیزیوتراپی و حتی رقص و یوگا نیز کاربرد دارد.